دنبال شغلي ميگردين كه كه تركيبي از پيشرفتهترين فناوريها، جذابترين علوم و هيجانانگيزترين ماجراجوييها باشه بعيده كه انتخابي بهتر از فضانوردي بتونين پيدا كنين. اتفاقاً كاروبار اين شغل بسيار خوبه و ايستگاه فضايي بينالمللي كه در حال ساخته نيازمند تعداد زيادي فضانورد هست كه شايد يكيش شما باشين.
اما ببينيم تو امريكا چطور ميشه فضانورد شد. متاسفانه فضانورد شدن تو امريكا كار چندان آسوني نيست و گذروندن دورههاي اون چند سالي طول ميكشه. در امريكا سه دسته فضانورد وجود دارن:
دسته اول فرماندهها و خلبانها هستن. فرماندهها از اسمشون هم معلومه كه رهبري ماموريتهاي فضايي با اوناس و مسوول اعضاي گروه و فضاپيما هستن. خلبان هم به عنوان كمك فرمانده در هدايت فضاپيما و قرار دادن ماهوارهها در مدار نقش داره.
دسته دوم از فضانوردها رو تحت عنوان متخصصان ماموريت ميشناسن. كار اينا كمك كردن به خلبان و فرمانده در امر عملكرد فضاپيماي شاتل و انجام كارهاي بيرون از فضاپيما (گردش و قدم زدن در فضا) و انجام آزمايشات محوله هست.
دسته سوم متخصصايي هستن كه از خارج از ناسا ميان و براي يه كار خاص آموزش ديدن و معمولاً غيرامريكايي هستن كه به اينا اصطلاحاً Payload Specialist گفته ميشه.
هر كدوم از اين دسته فضانوردا بايد يه سري ويژگيهاي اوليه رو داشته باشن كه بتونن وارد اين شغل بشن:
+ تابعيت امريكايي (براي خلبانها و متخصصان ماموريت)
+ دارا بودن مدرك ليسانس در يكي از رشتههاي مهندسي، علوم زيستشناسي، علوم فيزيكي و يا رياضيات از يك دانشگاه معتبر
+ دست كم سه سال تجربه كاري در زمينه مرتبط با تحصيل (گرفتن مدرك فوقليسانس معادل يك سال تجربه كاري و گرفتن دكترا معادل سه سال تجربه حساب ميشه)
+ گذراندن امتحانات فيزيكي ناسا كه شبيه تستهاييه كه از داوطلباي خلباني هواپيماهاي جنگي يا مسافربري ميگيرن. خلبانها بايد تستهاي درجه1 رو بگذرونن ولي اون دو دسته متخصص ديگه بايد تستهاي درجه2 رو بگذرونن.
+ داشتن تجربه 1000 ساعت خلباني (فرمانده) هواپيماهاي جت (فقط براي خلبانهاي فضاپيما)
+ قد بين۱۶۲.5 سانت تا 193 سانت براي خلبانها و ۱۴۸.۵سانت تا 193 سانت براي بقيه متخصصان
حالا اگه شما اين خصوصيات رو دارين اولين كاري كه بايد بكنين پر كردن فرمهاي مخصوص و فرستادن اونا براي ناساس. ناسا بعد از بررسي فرمهاي افراد مختلف بعضيا رو براي مصاحبه احضار ميكنه. آزمايشات پزشكي در مراحل بعد هستن و در نهايت همه مشخصات شما بررسي و ارزيابي ميشن و اگه خوششانس باشين ممكنه شما رو به عنوان كانديداي فضانوردي قبول بكنن. ناسا هر دو سال يه بار اسامي حدوداً 100 زن و مرد رو كه از بين هزاران متقاضي فضانوردي به عنوان كانديد قبول شدن اعلام ميكنه.
اگه شما جزو اين ليست بودين مرحله بعديش اينه كه شما رو به مركز فضايي جانسون ناسا كه در هوستون تگزاس قرار داره ميفرستن كه در اونجا بايد دورههاي كارآموزي دوسالهاي رو بگذرونين. در طي اين دو سال شما كلاسهايي در زمينه علوم (رياضي، فيزيك، نجوم، زمينشناسي، هواشناسي و اقيانوسشناسي)، تكنولوژي (هدايت فضاپيما، مكانيك وسايل مداري و فرآورش مواد) و سيستمهاي شاتل فضايي خواهيد گذروند.
همچنين دورههاي زندگي در دريا و خشكي و در شرايط بدون نيروي جاذبه و محيطهاي با فشار اتمسفري بالا و خيلي پايين رو هم ميگذرونين. ضمناً يه تست شنا رو هم بايد بگذرونين كه در اون لازمه كه سه بار طول يه استخر 25 متري رو در حاليكه لباس فضانوردي و كفش تنيس تنتونه طي كنين. اگه شما به عنوان يه خلبان پذيرفته شده باشين بايد دورههايي رو هم در هواپيماي جت تي-38 ناسا و شاتل آموزشي اون بگذرونين كه حدوداً 15 ساعت در هر ماه به اين كار اختصاص داره ولي اگه جزو متخصصان ماموريت باشين اين مقدار 4 ساعت در هر ماه خواهد بود.
بعد از گذشت دو سال شما يك فضانورد خواهيد بود. البته اين تازه اول كاره. از اينجا به بعد كار شما اينه كه تو كلاساي آموزشي در مورد نحوه جنبههاي مختلف عملكرد شاتل فضايي شركت كنين. هر قسمت اين وسيله توسط متخصصين و سازندههاي اون قسمت تدريس ميشه. بعدش بايد با يه دستگاه شبيهساز (سيمولاتور) همه كارهاي لازم رو از قبيل كارهاي قبل از بلند شدن شاتل، در حين برخاستن، ورود به مدار، برگشتن و فرود روي زمين رو تمرين كنين. ضمناً برحسب اينكه خلبان يا متخصص ماموريت باشين بايد نحوه كار با بازوي روبوتيك شاتل رو كه محموله شاتل رو ازش خارج ميكنه ياد بگيرين. خلاصه اينكه اونقدر آموزشهاي مختلف رو ميگذرونين تا اينكه قرعه به نامتون بيفته و براي يه پرواز واقعي انتخاب بشين.
در اين حالت بايد 10 ماه قبل از پرواز، دورههاي تخصصي مربوط به اون ماموريت رو بگذرونين. اين دورهها شامل پروازهاي شبيهسازيشده، قدم زدن زير آب و زندگي درون شاتل ميشه. تو اين دورهها شما رو براي مقابله با هر نوع وضعيت اضطراري آماده ميكنن. بعدش اگه خلبان باشين كه ديگه شما رو ميبرن تو شاتل واقعي كه بايد باش پرواز كنين و باز هم كلي دوره و جلسه و پرواز شبيهسازي شده براتون ميذارن تا اينكه بالاخره تشريف ميبرين به فضا. بعداز پرواز هم يه سري آزمايشهاي پزشكي و مذاكرات چند روزه رو در پيش دارين كه اصطلاحاً بهشون ميگن Debriefings (اگه يكي معنيشو بهم بگه ممنون ميشم).
هر فضانورد دستكم تا 5 سال بعد از انتخاب شدنش در ناسا باقي ميمونه. فضانوردا به عنوان كارمنداي رسمي غيرنظامي استخدام ميشن و گريد يا درجه GS-11 تا GS-14 دارن (بر حسب ميزان سابقه). معمولاً ميزان مرخصي زياد و بيمه عمر و بيمه پزشكي هم دارن و از مزاياي بازنشستگي استفاده ميكنن.
خوب اين بود روش فضانورد شدن. همونطور كه ميبينين بايد آموزشهاي زيادي رو بگذرونين و سخت تلاش كنين و از استقامت زيادي هم برخوردار باشين تا يه فضانورد واقعي بشين. آيا هنوز هم دلتون ميخواد فضانورد بشين؟
حالمان بد نیست
حالمانبد نیست غم کم می خوریم
کم که نه هر روز کم کم می خوریم
آب می خواهم سرابم می دهند
عشق می خواهم عذابم می دهند
خنجری بر قلب بیمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه ای نا مرد بر پشتم نشست
از غم نا مردمی پشتم شکست
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام
تیشه زد بر ریشه اندیشه ام
در میان خلق سر در گم شدم
عاقبت آلوده مردم شدم
درد می بارد چو لب تر می کنم
طالعم شوم است باور می کنم
آه در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود
خسته ام از قصه های شومتان
خسته از همدردی مسمومتان
هیچ کس از حال من ،پرسید؟ نه
هیچ کس اندوه مرا دید؟ نه
هیچ کس چشمی برایم تر نکرد
هیچ کس یک روز با من سر نکرد
چند روزست که حالم دیدنی ست
حال من از این و آن پرسیدنی ست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفال می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمدکه حالم را گرفت
" ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم "
مطلب از ندا
لحظه هاي کاغذي
خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري
لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري
صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري
عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري
رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري
مطلب از ندا
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایسنا، طبق اعلام خبرگزاري يونايتد پرس, ياهو با صدور بيانهي رسمي اعلام كرد كه اين شركت همچنان فعاليتهاي تجاري خود را براي پيروي از محدوديتهاي آمريكا در انجام فعاليت در كشورهاي خاصي مانند ايران مورد بازبيني قرار ميدهد و بر همين اصل ثبتنام از كاربران اين كشور را نميپذيرد.
بر اساس گزارش خبرگزاري يونايتدپرس, مايكروسافت تاكنون در اين زمينه توضيحي نداده است.
غیر از اینترنت ورود بقیه لوازم الکترونیکی به ایران از کشورهای صاحب قدرت در صنایع به کشور تحریم شد!!
پيش از اين كه پاسخي به اين سوال بدهيم ، اجازه بدهيد صورت مساله را يك بار ديگر ذكر كنيم، چرا آسمان شب تاريك است؟
اولين كسي كه جرات كرد اين سوال بظاهر بچگانه را بپرسد، فيزيكدان آلماني ، هاينريش ويلهلم اولبرس در سال 1823 بود.
سوالي كه از آن پس به پارادوكس اولبرس معروف شد و سالها ذهن فيزيكدان ها و ستاره شناسان را به خود مشغول كرد؛ زيرا جواب سوال برخلاف صورت كودكانه اش ، اصلا مثل روز روشن نيست.
ابتدا به نظر رسيد گرد و غبار بين ستاره ها مي تواند مساله را حل كند.
اين مواد نور ستاره ها را جذب مي كنند و مانع رسيدن آنها به چشم ما مي شوند، اما مساله اينجاست كه جذب نور، سرانجام آنقدر دماي گردوغبار را بالا مي برد كه آن را به تابش و نورافشاني وامي دارد.
توضيح دوم پاي انتقال به سرخ كهكشان ها و ستاره هاي دور را وسط كشيد.
مي دانيم كه به دليل انبساط جهان ، همه كهكشان ها در حال دورشدن از ما هستند و اين باعث افزايش طول موج پرتوهاي تابيده از آنها يا به اصطلاح انتقال به سرخ نورشان مي شود.
تحت تاثير اين انتقال ، بخش عمده اي از نور مرئي كهكشان هاي دور به نور مادون قرمز تبديل و غيرقابل رويت مي شود؛ اما نبايد فراموش كرد كه به همين ترتيب بخشي از پرتوهاي ماوراي بنفش نيز سر از طيف مرئي درمي آورند و اثربخشي اول را تقريبا خنثي مي كنند.
بهترين توضيحي كه در حال حاضر براي اين پارادوكس وجود دارد، شامل 2 قسمت است
اول اين كه حتي اگر جهان ما بي نهايت بزرگ باشد، بي نهايت پير نيست. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه سرعت نور محدود است و ما هر اتفاق را تنها بعد از رسيدن نورش مي توانيم ببينيم.
به عقيده بيشتر ستاره شناسان ، جهان بين 10 تا 15ميليارد سال عمر دارد.
بنابراين بيشترين فاصله اي كه ما از آن نور دريافت مي كنيم بين 10 تا 15 ميليارد سال نوري است.
حتي اگر ستاره ها يا كهكشان هايي در فاصله دورتر از اين وجود داشته باشد، چيز از آنها به چشم ما نمي رسد.
بخش دوم جواب ، به اين واقعيت برمي گردد كه كهكشان ها، عمر لايتناهي ندارند.
ستاره ها سرانجام تاريك مي شوند و اين اثر در كهشكشان هاي نزديك به خاطر فاصله نوري كوتاه تر زودتر قابل مشاهده است.
برهم نهي اين دو عامل باعث مي شود كه ما هيچ وقت نتوانيم نور ستاره هاي دور و نزديك را همزمان در همه جهات ببينيم.
نور دورترين ستاره ها هنوز به ما نرسيده است ، يا اگر برسد اين سفر اين قدر طول مي كشد كه تعدادي از اجرام نزديك در اين فاصله دار فاني را وداع مي گويند و خاموش مي شوند. اين از تاريك بودن شب.
كسي نمي خواهد دليل روشن بودن روز را بداند؟
cph-theory.persiangig.com:منبع
![]() | ||||
|
- این مولکول موسوم به MIC-1 در سرطانهای معمولی تولید میشود و گیرندههای مغزی را که عامل متوقف کردن اشتها هستند، تحت تأثیر قرار میدهد | ||||
منبع خبر : ايسنا | ||||
|
مدلِ مکعب روبیک 3×3×3 ، به طور معمول به عنوان مکعب روبیک شناخته شده است . در این مکعب روی هر وجه ، 9 مربع واحد وجود دارد که کلاٌ می شود 54 مربع واحد که روی تمام وجهای مکعب بزرگ (مکعب 3×3×3) قرار دارند و در واقع این مکعب 3×3×3 از 27 مکعب واحد (یعنی 27 مکعب 1*1*1) ساخته شده است . به طور معمول وجوه این مکعب های 1*1*1 با 6 رنگ ثابت پوشیده شده اند که هر یک از این 6 رنگ به یکی از وجوه آن چسبیده اند ، و همانطو که گفتیم هر وجه مکعب اصلی ما (مکعب 3×3×3) از 9 تا مربع واحد تشکیل شده که هر کدام از آنها یکی از وجوه این مکعب های واحد ما هستند که 6 رنگ یاد شده را دارند ، بنابراین هر سطح مکعب روبیک ما از 9 مربع رنگی به گونه ای که شرح داده شد تشکیل شده است !
این مکعب را زمانی یک مکعب روبیک حل شده می نامیم که تمام وجوه مکعب 3×3×3 ما تکرنگ شوند ، یعنی 6 وجه مکعب 3×3×3 ، هر یک دارای رنگ باشند . به عبارت دیگر وقتی 9 مربع واحد ، برای هر سطح از مکعب ما ، به یک رنگ شوند ، می گوییم که مکعب روبیک ما حل شده است ! حل مکعب روبیک با کمترین حرکات و در کوتاهترین زمان ممکن ، موضوع مسابقه ای است که به طور سالایانه در جهان با همین نام برگزار می شود . مکعب روبیک در دهه هشتاد میلادی به یك بازی بین المللی تبدیل شد و پس از ۲۵ سال همچنان علاقمندان زیادی را به خود جلب می کند. در آخرین دوره ی این مسابقات ، یک نوجوان ژاپنی، برنده مسابقات جهانی حل مکعب روبیک شد ه است . این نوجوان روز دوشنبه ۸ اکتبر در مدت كمتر از ۱۳ ثانیه معمای مکعب روبیک را در این مسابقه بین المللی در بوداپست ، پایتخت مجارستان حل کرده است ، با برگزاری این دوره ، مسابقات جهانی مکعب روبیک ۲۵ ساله شد . رکورد جهانی حل معمای مکعب روبیک در ماه ماه مه سال جاری شکسته شد . تیبو ژاكینو فرانسوی توانست در ماه مه در مدت ۹.۸۶ ثانیه معمای مکعب روبیک را حل کند.
| ||||||||
| ||||||||
مهندس جعفر سپهري هيات علمي دانشگاه جامع علمي كاربردي و مدرس دانشگاه آزاد اسلامي ايران
زهراپريسا زارعي كارشناس ارشد فيزيك دريا
ماهي چگونه حركت ميكند؟
بيشتر جانداران اين توانايي را دارند كه انواع مانورهاي حركتي را انجام دهند و همچنين ميتوانند بخشي و يا همه بدن خود را در وضعيت خاص تعادلي نگهدارند. حركت و تعادل جانداران يك مسئله مهم مكانيكي است. جانداران دستگاهها و ماشينهايي هستند كه به كمك نيروهايي به حركت درميآيند و كار را انجام ميدهند و ساختمانهايي هستند كه تحت اثر نيروهاي وارده در حالت تعادل قرار ميگيرند. هر كدام از انواع جانوران داراي اعضاء و دستگاههايي هستند كه حركت و تعادل آنها را امكانپذير ميسازد. براي نمونه جانوران زميني مانند انسان و چهارپايان به كمك سيستم استخوانبندي و ماهيچههاتوانايي انجام حركات گوناگوني بر روي زمين را دارند. جانداران دريايي مانند ماهيها و نهنگها داراي اعضايي مانند بالهها هستند و شكل عمومي آنها طوري است كه براي شرايط دريايي و حركت در آن مناسبت تمام دارد. در كل ميتوان چنين گفت كه فرم ساختماني و عملكرد هريك از انواع جانوران با شرايط محيطي آن جانور هماهنگي دارد و به عبارت مهندسي، جانوران ماشينهايي هستند كه در طبيعت براي شرايط خاص محيطي خود و نيازهاي حياتي وابسته به آن طراحي و ساخته شدهاند. همچنين رديابي انواع جانوران در طي دوران گذشته اين نتيجه را بدست داده است كه از ديدگاه تكاملي نيز تغييرات فرمي جانوران در طول زمان همواره در جهتي صورت گرفته است كه كارآيي مكانيكي آنها را به عنوان يك كاشين كامل افزايش بدهد.
بررسي و مطالعه مربوط به حركت و تعادل جانوران از ديدگاه مكانيكي داراي وجوه و مسائل مكانيكي مشتركي است كه در مورد انواع جانوران يكسان است. علاوه بر آن حركت و تعادل هريك از انواع جانوران از ويژگيهايي برخورداراست كه ويژه آن جانور بهخصوص است.
از ديدگاه مكانيكي (پويشي) ماهيها چگونه حركت ميكنند؟
ماهيان، برحسب شكل، اندازه و چگونگي حركت داراي انواع گوناگوني هستند. انواع گوناگون ماهي براي حركت رو به جلو و انجام مانورهاي حركتي از بخشي و يا تمام بدن خود سود ميجويند. اندام محركه در ماهيها داراي حركت نوساني است. به كمك همين حركت نوساني است كه نيروي جلوبرنده ماهي تامين ميشود. علاوه بر آن، ماهيها داراي پردههاي غضروفي بهنام باله هستند كه تعداد و اندازه آنها در ماهيان گوناگون متفاوت است. گذشته از آن، داراي دمهاي ارتجاعي و نيرومندي هستند. ماهيها از بالهها، دم و يا تمامي بدن براي انجام حركت در آب سود ميجويند. براي نمونه حركت مارماهيها بهكمك امواجي كه در طول بدن آنها انتشار مييابد انجام ميشود، ماهي قزلآلا از حركات نوساني بالهها براي حركت خويش كمك ميگيرد. در ارهماهي، باله به صورت نواري طويل در طول بدن قرار گرفته و حركت موجي اين باله به ماهي توانايي حركت به پسوپيش را ميدهد.
نه تنها انواع گوناگون ماهي از مكانيزم (سازوكار)هاي گوناگون براي شنا يهره ميگيرند، بلكه حتي در يك ماهي خاص نيز مكانيزمهاي حركتي در آغاز حركت و در سرعتهاي گوناگون متفاوت است. از اين روست كه بيان فرضيه كلي مكانيكي توجيهپذير حركت ماهي دشوار است.
اما هدف تمامي اين مكانيزمها و مانورها، ختثي نمودن نيروي مقاوم در برابر حركت روبهجلو، يا جهت دلخواه، و ايجاد شتاب مطلوب به بدن جانور است. نكته بسيار مهم در اين است كه اين جانور از شاره (سيال) پيرامون خود، براي ايجاد نيروي محركه كمك ميگيرد. بدون وجود شاره پيرامون جانور، حركت آن امكانپذير نيست. همانند هواپيما و زيردريايي و برخلاف راكت و موشك كه اندركنش گاز خارج شده به صورت پيشرانه (جت) به بدنه جسم است كه آن را ميراند و براي حركت نيازمند شارهاي پيرامون خويش نيست.
برخي از انواع ماهيان از حركات موجي تمام بدن خويش در ايجاد نيروي تكيهگاهي و محركه سود ميجويند و بعضي به كمك حركات بالهها و دم به اين هدف ميرسند.
در مكانيزم نوع نخست، حركت موجي تمام بدن همچون مارماهي، جركت موجي توسط ماهيچههاي بدن جانور از سر ماهي آغاز شده بهسوي دم انتشار مييابد. مكانيزم نوع دوم، ايجاد نيروي مجركه به كمك باله و دم، انواع گوناگوني دارد. حركت ماهي به دو نوع حركت خمشي، درون دم حول محور عمود بر صفحه باله، و حركت پيچشي، درون دم حول محور واقع در صفحه باله، تقسيم ميشود. در بعضي ماهيان، اين دو مكانيزم به صورت تركيبي با يكديگر به كار ميروند.
ماهي در مكانيزم حركتي دم و بالهها با حركت نوساني بالهها و دم خود گردابههايي ايجاد مينمايد. از ديدگاه مكانيك شارهها، اين گردابهها كه در آب آرام ايجاد ميشوند، نمايشگر ميدانهاي سرعتي هستند كه بخشي از آب را در حول محورهايي بهدوران در ميآورد.
نتيجه حركت آب نسبت به بالهها چنان است كه نيروي جلوبرنده بر بدن ماهي اثر كرده، جانور را پيش ميراند. ماهي با حركت بالهها و دم، آب را چنان جابهجا ميكند كه نتيجه آن اعمال نيروي واكنشي از سوي آب به بدن ماهي، در جهت موردنظر است.
نيروي محركه حركت ماهيان، از انرژي كششي كه در ماهيچهها ايجاد ميشود تامين ميگردد. از ديدگاه مكانيكي، در حركت عادي، مقدار انرژي مفيد توليدي برابر است با حاصلضرب سرعت ماهي در مقاومتي كه آب پيرامون سطوح جانبي بدن ماهي اعمال ميدارد. اين مقاومت تا حد بسيار زيادي بستگي به آن دارد كه جانور بتواند بدون ايجاد گردابههاي غير ضروري در آب حركت نمايد. اين مقاومت بستگي به جهت حركت و شكل هندسي بدن ماهي دارد. توان ماهيچه به نيروي كششي ايجاد شده در آن و سرعت انقباض ماهيچه ارتباط دارد و اين توان براي مقدار خاصي از نيروي كششي و سرعت انقباض به بيشينه خود ميرسد. سرعت حركت بستگي به طول بدن، بسامد و ارتعاش دم ماهي دارد. هراندازه كه طول بدن ماهي بلندتر باشد، بيشينه بسامد حركت دم بيشتر شده و در نتيجه نسبت بيشينه سرعت به طول، با افزايش طول بدن كم ميشود. در نتيجه در سرعتهاي برابر 8 تا 10 برابر طول جانور در ثانيه، تنها براي 6 ثانيه ادامه مييابد. سرعتهاي عادي (نيممتردرثانيه) ماهيان كوچك (تا حدود 30 سانتيمتر) براي مدت بيش از 20 ثانيه قابل تداوم هستند.
منبع : شبكه فيزيك هوپا http://www.hupaa.com






